۱۳۸۸ فروردین ۱۵, شنبه
اصلا با وبلاگم راحت نیستم. نمیدانم چرا هر کسی را که میشناسم وبلاگم را میخواند؟ زنگ میزنی دخترخالهجان سه ساعت دربارهی پست آخرت حرف میزند با فلانی حرف میزنی همهی حرفهایت تکراری ست. جرئت نداری یک کم فحش بدهی، همه میریزند سرت، جرئت نداری دربارهی کسی بنویسی، فوری یارو میفهمد! این که نشد زندگی! در ضمن قواعد نگارشی و ویرایشی هم باید رعایت کنم! و خیلی چیزهای دیگر! اگر این وبلاگ را زدم. فقط و فقط برای این بوده که خودم بخوانمش! من آدم خاطره بازیام. دفتر خاطرات و قلم برایم تکراری شده، کیبورد و ورد را ترجیح میدهم. حالا اینجا هم جایی باشد برای ثبتش! ورق هم سیاه نمیکنم. رنگ و لعابش هم بهتر است. حالا اگر دو-سه تایی هم مخاطب دارد. باشد عیبی ندارد. فقط معذبم نکنند. بگذارند خلوت و راحت باشد اینجا! آفرین!
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر