۱۳۸۷ اسفند ۱۲, دوشنبه

انشاء من درباره‌ی الی!

انشاء:به نام خدا!ما امروز در معیت چند تن از دوستان به دیدن درباره‌ی الی نائل گشتیم। خوب بود؟ نمی دانم! بی شک کارگردانش بهترین کارگردان نفس کشنده ی این مملکت گل و بلبل است.ما این فیلم را به طریقه‌ی سرپا مشاهده فرمودیم. چون سالن پر شده بود و ما عین بچه یتیم ها چپیدیم گوشه‌ی سالن و پشتمان را دادیم به پشت دیوار!حالا از این‌ها بگذریم. درباره‌ی الی سوژه‌ی جذابی نداشت ولی کارگردانی‌اش حرف نداشت. چون اصغرفرهادی کاری کرده بود که بازیگرانش بازی نکنند. این را خودش هم گفت. در همان نشست فرهنگسرای رسانه!البته کاش آن نشست نمی‌رفتم. گند زد به تمام لذت فیلم دیدنم. داستان لو رفته بود.می دانستم الی مرده.اصغر فرهادی تنها کاری که می‌کند این است که رد پای زندگی را از کارهاش حذف نمی کند.حالا بگذرم. داشتم انشاء می‌نوشتم برای خودم و خودم. من گلشیفته را دوست ‌دارم. حتی اگر فیلم‌های ... بازی کند. گل‌شیفته دختر جذابی ست. جسور است. کله خر است. اصلا خانوم نیست. خل‌بازی که همیشه دوست داشتم در او به غایت است. و من چه قدر صدایش را که عین معتادها حرف می‌زند دوست دارم.گل‌شیفته خودش است. خودی که برایش مهم نیست دست و پا و سرش معلوم باشد یا نباشد. خودی که آن روزی که آمده بود دانشکده‌ی ما روسری‌اش پرت شد وسط سن. خودی که با دمپایی رو فرشی لاانگشتی آمده بود توی خیابان. خودی که با شوهرش یک مدل لباس پوشیده بود.گل‌شیفته یک سروگردن از همه‌ی این دخترهای نوظهور بالاتر است. از باران کوثری، از النازشاکردوست حتی از ترانه علیدوستی!گل‌شیفته خوبی‌اش این است که خانوم نیست ولی به شدت جذاب است. من به عنوان یک مخاطب به نظرش برای انتخاب لباس و... احترام می‌گذارم و به نظرم کسی حق نداشت و ندارد به‌ش توهین کند. اگر به خاطر الی به خاطر او اکران نشود یعنی ما در یک جامعه‌ی متحجر می‌زی‌ایم!

هیچ نظری موجود نیست: