۱۳۸۷ دی ۲۳, دوشنبه

قصه همان است که بود

نسل کشی همچنان ادامه دارد، چه فکر می کنند این ها؟معلوم است، هر بچه ای هم می فهمد، این ها می خواهند ریشه ی هر چه فلسطینی است را بکنند.
گوش به حرف هیچ کسی هم نمی دهند، برایشان مهم نیست که تظاهرات می کند، که فحش می دهند، که سفیرشان را اخراج می کنند، که تیم بسکتبالشان را هووووو می کنند که قطع نامه صادر می کنند که.... برایشان هیچ چیز مهم نیست، فقط هدفشان هم ین است، از اولش هم که آمدند حتما هدفشان همین بوده و حالا هم دارند می رسند به ش!جوک هم می گویند، زمین هایشان را فروخته اند؟کی؟کجا؟چی؟ از مدرسه ای که پناهگاه بوده موشک زده اند!ما از خودمان دفاع می کنیم! ما....
مسخره است،مسخره.کودک دبستانی هم این ها را باور نمی کند، بعد انتظار دارند یک دنیا باور کنند.مسخره است. دنیا هم مسخره است که از پس قلدریشان بر نمی آید.داریم همه مان(همه ی مردم جهان) عادت می کنیم به برانکار هایی که مجروح می برند و همه می دوند دنبالش، به بچه های کوچکی که اصلا نمی دانند ترکش و خمپاره و... چیست، ولی خیلی تمیز یک ترکش کارشان را می سازد و عین کله قند می پیچندشان توی کفن!راستی کله قندهای خونی هر روز چند تا ست؟حالا می گوییم بچه ها میان بزرگ ها بر خورده اند.و هدف فقط دفاع ست نه نسل کشی، پس این بمب فسفری دیگر چه صیغه ای ست؟غیر از نسل کشی و کندن شر مسلمانان از سر فلسطین؟جنگ اگر جنگ باشد اگر دفاع باشد میان مردان مسلح است نه زنان و کودکان کوچک!در هر صورت این است، این هم بگذرد، یا نسلشان را از بیخ می کنند، یا حماس به طور موقت خفه شان می کند، اما موقت!دستی از پرده هم برون نمی آید و کاری نمی کند.هر قشری هم فکر خودش است،خبرگزاری ها تلاش می کنند زودتر از همه خبر بدهند ازشان، وبلاگ نویسان و نویسندگان سعی می کنند چیز تازه ای بنویسند که آمار کلیک شان بالا رود، حتما داستان نویسان پی این اند که شخصیت اصلی آخرین داستانشان یک زن یا یک بچه ی غزه ای باشد(چون می دانید که زن ها و بچه ها حرف های زیادتری برای گفتن دارند تا مردها) و... ولی با این حجم خبر و وبلاگ و داستان و.... قصه همان است که بود، نسل کشی به خاطر مسلمان بودن، راستی اگر فلسطینی ها یهودی بودند قضیه حل بود؟

هیچ نظری موجود نیست: