۱۳۸۷ دی ۲۱, شنبه

برو بکش به درک

دو تا از دوستان نچندان نزدیکم به فاصله ی یک ساعت وبلاگ هایشان را آپ کردند، یکی دختر است و دیگری پسرکی که از من کوچک تر است،فاصله ی سنی این دو نفر ده سال است، البته این ها زیاد مهم نیست، مهم این است که هر دو از خودکشی حرف زده اند، یکی با شلیک گلوله و یکی دیگر با پرت کردن خودش از پل عابر پیاده!بارها گفته ام از آدم لوس متنفرم، هیچ دل خوشی از این دنیا و آدم هایش ندارم، ولی می دانم کار جهان و مردمش هیچ بر هیچ است.و هر دقیقه و هر ثانیه گونه گون می شود، درست عین ابری که روی خورشید را می گیرد و باز می رود و می آید، دلیلی ندارد در این بازی خودم را با دست خودم ببازانم، حالا گیریم من مردم، خودم را کشتم، چه می شود؟فشارها کمتر می شود؟باور کن نمی شود!مردم غصه می خورند؟باور کن نمی خورند.کار دنیا لنگ می ماند؟باور کن نمی ماند! همه مان آمدیم تجربه کنیم و برویم.خودکشی حق مسلم همه است.ولی بیشتر این آدم های لوس پی جلب توجه اند، در مقابل چنین آدم هایی یا باید سکوت کرد، یا گفت راه باز جاده دراز، به درک برو خودت را بکش، فقط بگو حلوات رو پر هل درست کنند.

هیچ نظری موجود نیست: