۱۳۸۹ فروردین ۱۳, جمعه

آه

- امیدوارم فردا دو سه نفر زنگ نزنند کارهای مزخرف‌شان را از من بخواهند।نوشته‌هایی که ننوشتمشان و هیچ میلی به نوشتتن‌شان ندارم! یکی نیست بگوید مرض داری قبول کنی؟ حوصله‌ی زر زر ندارم! حوصله‌ی یک مشت آدمی که خودشان نمی‌دانند چه خاکی می‌خواهند به سر بکنند و می‌خواهند وقتت را تلف کنند!

- فامیل‌ ما رسم دارد با کوبیدن اعتماد به نفس دیگران خودش را بالا بکشد! یعنی دخترهای فامیل رسم دارند! حالم بهم می‌خورد از همه‌شان بروند به درک! چه اهمیت دارند؟ هر کس توی دنیای خودش زندگی می‌کند!

- از تمام زن بودن! از بحث لاغری و چاقی متنفرم! به کسی چه هر کس چند کیلو است؟

هیچ نظری موجود نیست: