۱۳۸۹ تیر ۶, یکشنبه

مي خواهم بروم خدا را طلاق بدهم! ديگر دوستش ندارم! طوري هم نشده ها! فقط همين طوري ديگر دوستش ندارم! همين!
بعدش هم الان فقط دلم مي خواهد بميرم! يعني شب كه مي خوابم! صبح ديگر بلند نشوم! اه اه اه!

هیچ نظری موجود نیست: