۱۳۸۹ خرداد ۲۶, چهارشنبه

کار! کار! کار!

امروز رسما ته کشیدم!چهارتا فیلم مستند محله‌ها را دیدیم! که دو تایش تکراری بود! چهارتا هم فیلم مستند و داستانی‌ای که خود سرپرست نویسندگان نوشته بود! که البته ایشان کارگردان خوبی ست! این جلسه نتیجه‌ی غرغرهای من بود به جان آن‌ها که شما ما را آدم حساب نمی‌کنید! و یکهو کلی آدم حسابمان کردند! حالا من مانده‌ام میان کتاب‌ام که سه چهارمش را نوشتم! و چهار محله‌ای که باید نریشن‌هایش را بنویسم! عذاب وجدان دارم بابت نریشن‌هایی که ننوشتم! و کتابم که تمامش نکردم! و ذهن‌ام پر از اطلاعات مربوط به محله‌ها ست! کلا در کشمکشم با خودم باید زیاد زیاد بنویسم و با کیفیت! وگرنه دیگر نمی‌توانم برای هیچ‌جا بنویسم!‌ چون مردم کاری می‌خواهند که حداقل‌ها را داشته باشد!

هیچ نظری موجود نیست: