۱۳۸۹ تیر ۱۱, جمعه

انگار دیگه هیچی برام مهم نیست! برزیل باخت! سارماگوا مرد! فلانی یه عالمه تعریف کرد ازم! آرایشگر گند زد تو موهام در حالی که جمعه‌ی هفته‌ی آینده می‌خواهم بروم عروسی! کار کتابم را تحویل دادم! کلی کار ریخته سرم! انگار هیچ کدام برای من مهم نیست! حال زندگی کردن ندارم! دلم چند سالی هست که یک تحول بزرگ می‌خواهد!

هیچ نظری موجود نیست: