۱۳۸۸ اسفند ۲۱, جمعه

دموكراسي

شب است. يكي از دوستان اس ام اس مي زند فردا مي آيي برويم حوزه هنري فيلم ببينيم؟ تعجب مي كنم، مگر امسال حوزه فيلم پخش مي كند؟ آخر يك رفيقي داريم ما، كه هر سال اين وقت ها اگر توي حوزه خبري بود، خبرمان مي كرد. تازه اين رفيق بامرام است. ما را نمي پيچاند. خلاصه اين كه ما هم حرف از فيلم كه بيايد، با كله مي دويم. فيلم ساعت 6 شروع مي شود. ولي دوست ما گويا فكر كرده 6 و نيم است. ولي چون ما خيلي مودبيم هميشه نيم ساعت زودتر به همه جا مي رسيم. چيزي را از دست نمي دهيم به جز نام فيلم. فقط مي دانيم كه نام فيلم يك دموكراسي دارد. و بعدتر كه توي اينترنت سرچ مي كنم مي فهمم كه اسم فيلم "دموكراسي تو روز روشن" است و كارگرادنش علي عطشاني ست. داستان درباره ي رزمنده اي ست كه طي يك بمب گذاري زخمی می‌شود و وارد زندگی برزخی می‌شود. حالا قر و اطوارهای آن‌وری‌ها به کنار که خیلی لوس از آب درآمده. ولی حمید فرخ‌نژاد یک یک موجود دوست داشتنی ست که حتی نقش‌های مزخرف را خوب بازی می‌کند. اداهایش همه دل‌نشین است. مخصوصا وقتی دارد ادای یک نفر را توی مناظره انتخاباتی در می‌آورد. فیلم هم زیاد مزخرف نیست. حرف‌هایی هم دارد. مثلا می‌خواهد بگوید که همه‌ی آن رزمنده‌ها هم الکی وارد بهشت نمی‌شوند. ولی فضای فانتزیک به کل داستان لطمه زده! حضور گلزار به فیلم گند زده. کارگردان مثلا خواسته فیلم پر فروش بسازد. برای همین فیلمش را ستاره باران کرده. ولی چه سود؟ که همه با هم نچسبند الا حمید فرخ‌نژاد!

هیچ نظری موجود نیست: