۱۳۸۹ بهمن ۱۹, سه‌شنبه

پتانسیل این را دارم که مدت ها بنشینم توی سکوت و به دیوار روبرو نگاه کنم! رنج دنیا خیلی سنگین است برای روحم! خیلی زیاد سنگین است! ولی دنیا پتانسیل تغییر را دارد و همین جالب اش می‏کند و تحمل کردنی! دوست دارم زمان بایستد خیلی از جاها! بعد دوست دارم زمان بگذرد و برسم به سکوت! گند شده ام! دلم یک متن قوی می خواهد! دلم می خواهد فیلم نامه بنویسم! اصلا یکی نیست بگوید تو خرم بلدی آب بدی که می پری وسط فیلم مردم؟ بعد هی دلت غنج می‏رود برای نوشتن؟ اصلا مردم مگر خر اند که به تویی که تا حالا فیلم نامه که هیچ، دو تا فیلم درست و درمان ندیدی، اعتماد کنند و فیلم نامه بسپرند دستت! خل شده‏ای؟ دل است دیگر! کار خودم را نمی‏نویسد بعدش همه‏اش دلش می‏خواهد فیلم نامه نویسی یاد بگیرد! آن هم به شیوه‏ی هل دادن لب استخر شنا! این بهترین شیوه‏ی یادگیری در زمان کوتاه است! مثل این است که نشسته باشی لب استخر از پشت هل ات بدهند توی آب! مرا هل بده! تو را به خدا هل بده!

هیچ نظری موجود نیست: