۱۳۸۹ تیر ۱۲, شنبه

الان یه خواب دیدم! خواب دیدم یکی از پسرهای هم کلاس دانشگاه پلیس شده، چاقو خورده و من رفتم دیدنش! جالب بود! گذر به چهار پنج سال پیش به خاطرات آن موقع که انگار خیلی وقت است از آن می‌گذرد! کارهایم هنوز هم مانده! خوابم می‌آید و انگار لای پره‌های چرخ گوشت گیر کرده ام!

هیچ نظری موجود نیست: