۱۳۸۹ اردیبهشت ۳۰, پنجشنبه

احساس می‌کنم این دو سه ساله را خواب بودم. یا مردم و هنوزه هم مردم. احساس می‌کنم دیگر کاری توی این دنیا ندارم. عق‌ام می‌گیرد از همه چیز! احساس می‌کنم باید بنویسم و نمی‌توانم. و خداوند؟ خداوندی که هست و نیست!

هیچ نظری موجود نیست: