طوری نیست(با لهجهی اصفهانی بخوانید!). من درکشان میکنم. در زندگی هر کسی آدمهایی وجود دارد که برای کشف پاسخ سئوالشان یا انجام کارهایشان به سلاح دوستی متوسل میشوند. این دوستان قلابی، به طرز تابلویی زبان میریزند. چای نخورده، دخترخاله و پسرخاله میشوند و بعد فوری کارشان را میگویند. من یکی که دریغی ندارم از پاسخ دادن به آنها و کمککردنشان. نیازی هم به این همه زبان ریزی و ادا و دروغ نیست! حتما هم بعد از این که، کارشان را انجام دادم. احساس قدرت میکنند و کلی خوششان میشود. من اعتراضی ندارم. رسم روزگار همین است. آدمها برای هم نقشه میکشند تا کارشان پیش برود. شعارشان این است که:«میخواهمت چون کارت دارم» که عکس نقیضاش میشود:«کارت ندارم پس نمیخواهمت». من رام رسمهای روزگارم. فقط وقتی تعداد این دوستان قلابی زیاد میشود. حس تنهاییام بیش از پیش میشود.
پ.ن:
1.رفیق بیکلک؛ مادر. رفیق پرکلک؛ همه!
2.هر که با خواندن این پست به خودش شک کرد. شک نکند با او بودم.
پ.ن:
1.رفیق بیکلک؛ مادر. رفیق پرکلک؛ همه!
2.هر که با خواندن این پست به خودش شک کرد. شک نکند با او بودم.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر